دیروز زمانیکه عمادداشت جعبه های میوه رو میچید روی قفسه ها و روی چهاپایه مونده بود یهو تعادلش بهم میریزه ازپشت میوفته رو زمین و کمرش دقیقا میخوره ب تیزی میز.غروب بخاطر یه اتفاق دیگه صورتشخط میخورهبابا
برچسب:
نویسنده: الینا یزدانی
تاريخ: يکشنبه
1 دی
1398 ساعت: 13:15